المنسوب للإمام علي ( ع ) ( مترجم : مولانا شوقى قرن 9 ه - )
پيشگفتار و مقدمه 47
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى )
شخصيت شوقى نوشتهاند مختصر ، نارسا و غالبا تكرارى است . حتى برخى ازين كتب ، شرح حال او را با شوقى يزدى كه از اعقاب خواجه رشيد الدين بوده و در هرات مىزيسته در هم آميختهاند . برخى نيز او را تبريزى و منشى سام ميرزاى صفوى دانستهاند 78 . بنابراين براى ذكر بخشى از شرح حال اين شاعر گمنام تنها مىتوان به مقدمهء خود او در ترجمه ديوان منسوب استناد كرد . آنچنانكه شوقى در مقدمه ديوان ذكر كرده است ، براى كسب علم و دانش راهى سفر مىشود و مدتى در بغداد اقامت مىكند : چون شدم آگاه ز فضل خداى * بر سفر افتاد مرا عزم وراى چند گه از خدمت ارباب جود * مسكن من خطهء بغداد بود روزى در هنگام مطالعه ديوان اشعار حضرت على عليه السلام وجد و حال به او دست مىدهد : روزى از آمد شد خيل خيال * بود مرا با دل خود وجد و حال پيش من اشعار امام تمام * حاكم احكام و امير كلام آنكه زبانش به حديث و بيان * آمده مفتاح در آسمان دفتر و ديوان شه اهل بيت * سر به سر ابيات همه شاه بيت هر يك از آن بيت ز روى شرف * درّ گرانمايهء بحر نجف سپس افسوس مىخورد كه چرا عجمىگويان نمىتوانند ازين گوهرهاى غيبى بهرهاى ببرند : با دل خود گفتم ازين گفتهها * فايده نبود عجمى گوى را حيف كزين گونه گهرهاى غيب * جوهريان را نبود نقد جيب پس بر آن مىشود تا ديوان را به نظم فارسى ترجمه كند : همتم انديشه اعلا گرفت * پيشتر از منزل خود جا گرفت گفت چو در ملك سخن فارسى * طرح فكن ترجمهاى فارسى لكن چون مىداند ترجمه چنين ديوانى كارى بس دشوار است ، تنها به برگرداندن الفاظ آن به فارسى همت مىگمارد و از هر گونه دخل و تصرفى در اصل ابيات ، خوددارى مىكند :